به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت» ، به نقل از فارس
پایان مطففین سرنوشت کسانی را نشان میدهد که در دنیا اهل تمسخر مؤمنان بودند و آغاز انشقاق، صحنه بزرگ قیامت و حرکت قطعی انسان به سوی پروردگار را ترسیم میکند.
روزی که همه پردهها کنار میرود و انسان نتیجه راهش را میبیند
پایان سوره مطففین و آغاز سوره انشقاق، تصویری پیوسته از جهان پس از مرگ ارائه میکنند، جایی که رفتارهای پنهان و آشکار انسان دیگر قابل انکار نیست و هرکس با نتیجه مسیری که در دنیا پیموده، روبهرو میشود. آیات پایانی مطففین از تغییر جایگاه مؤمنان و کافران سخن میگوید و سوره انشقاق با تصویری هولناک از دگرگونی آسمان و زمین، انسان را به حقیقتی مهم متوجه میکند: حرکت انسان به سوی پروردگار، خواهناخواه در جریان است.
پایان تمسخر مؤمنان؛ صحنهای که جای خندهها عوض میشود
در آیات ۳۵ و ۳۶ سوره مطففین آمده است که «عَلَى الْأَرَائِکِ یَنْظُرُونَ * هَلْ ثُوِّبَ الْکُفَّارُ مَا کَانُوا یَفْعَلُونَ». مؤمنان در جایگاههای آرام و برخوردار از نعمت نشستهاند و شاهد سرانجام کسانی هستند که در دنیا آنان را به تمسخر میگرفتند.
«ینظرون» را مطلق میداند، یعنی آیه نگاه مؤمنان را به یک صحنه خاص محدود نکرده است. آنان در جایگاه نعمت، شاهد مناظر و مواهب بهشتیاند و در عین حال، کیفر کسانی را میبینند که در دنیا مؤمنان را استهزا میکردند.
تعبیر «هَلْ ثُوِّبَ الْکُفَّارُ» نیز به معنای آن است که آیا کافران در برابر آنچه انجام میدادند، جزای عمل خود را دیدند؟ در اینجا «ثواب» در اصل به معنای جزا است؛ چه پاداش باشد و چه کیفر.
.png)
این پایان، در حقیقت پاسخ به یک رفتار اجتماعی در دنیاست، کسانی که با خنده، اشاره چشم و قضاوت درباره اهل ایمان، خود را برتر میدیدند، در نهایت درمییابند که آنچه معیار حق و باطل تصور میکردند، واقعیت نداشته است.
وقتی آسمان هم در برابر فرمان خدا تسلیم میشود
با آغاز سوره انشقاق، صحنهای بسیار بزرگتر پیش روی انسان قرار میگیرد «إِذَا السَّمَاءُ انْشَقَّتْ * وَأَذِنَتْ لِرَبِّهَا وَحُقَّتْ». آسمان میشکافد و فرمان پروردگارش را میپذیرد. سپس درباره زمین میفرماید که «وَإِذَا الْأَرْضُ مُدَّتْ * وَأَلْقَتْ مَا فِیهَا وَتَخَلَّتْ»؛ زمین گسترده میشود و هرچه در درون خود دارد بیرون میریزد.
از نگاه المیزان، این آیات به حوادث بزرگ قیامت اشاره دارند، جهانی که نظم شناختهشده آن دگرگون میشود و آسمان و زمین نیز در برابر تدبیر الهی مطیعاند. بنابراین، مسئله قیامت فقط دگرگونی وضعیت انسان نیست؛ بلکه تمام ساختار عالم مادی وارد مرحلهای تازه میشود.
انسان از همین حالا در مسیر دیدار پروردگار است
پس از توصیف این دگرگونی عظیم، خطاب ناگهان متوجه خود انسان میشود «یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ».
این آیه یکی از محوریترین جملات این صفحه است. «کَدْح» به تلاش و حرکت همراه با رنج و زحمت گفته میشود. انسان در تمام زندگی خود در حال حرکت است و این حرکت سرانجام به پروردگار منتهی میشود.
در نگاه علامه طباطبایی، این «لقاء» به معنای بازگشت انسان به سوی خدا و قرار گرفتن در جایگاه حکم و جزای الهی است؛ یعنی انسان نمیتواند از نتیجه مسیری که پیموده فرار کند.
.png)
در واقع، آیه نمیگوید انسان روزی تصمیم میگیرد به سوی خدا حرکت کند، بلکه میگوید او همین حالا در حال «کدح» و حرکت به سوی اوست. تفاوت انسانها در مقصد نیست، بلکه در کیفیت این مسیر و نتیجهای است که هنگام رسیدن به آن خواهند داشت.
یک کتاب، دو سرنوشت
آیات ۷ تا ۱۲، انسانها را بر اساس کارنامهشان به دو گروه تقسیم میکند «فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ بِیَمِینِهِ» کسی که نامه عملش به دست راستش داده شود، با حسابی آسان روبهرو خواهد شد و «وَیَنْقَلِبُ إِلَى أَهْلِهِ مَسْرُورًا».
در مقابل، درباره گروه دیگر میفرماید که «وَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتَابَهُ وَرَاءَ ظَهْرِهِ * فَسَوْفَ یَدْعُو ثُبُورًا * وَیَصْلَى سَعِیرًا». این تقابل نشان میدهد قیامت صرفاً صحنه اعلام یک حکم نیست، بلکه نتیجه مستقیم زندگی انسان آشکار میشود.
خیال بازنگشتن؛ اشتباهی که قیامت آن را آشکار میکند
قرآن درباره گروه دوم میگوید که «إِنَّهُ ظَنَّ أَنْ لَنْ یَحُورَ» او گمان میکرد هرگز به سوی خدا بازنخواهد گشت. اما بلافاصله پاسخ میدهد که «بَلَى إِنَّ رَبَّهُ کَانَ بِهِ بَصِیرًا». علامه طباطبایی این تعبیر را دلیلی بر بازگشت انسان و ضرورت معاد میداند، خداوند از ابتدا رب و مالک انسان بوده و بر اعمال او احاطه داشته است، پس بازگشت انسان و مشاهده جزای اعمالش امری قطعی است.
از شفق تا ماه کامل؛ نشانهای برای یک حرکت قطعی
سپس قرآن به شفق، شب و ماه کامل سوگند میخورد و میفرماید «لَتَرْکَبُنَّ طَبَقًا عَنْ طَبَقٍ». «طبقاً عن طبق» به مراحل پیدرپی زندگی انسان تفسیر شده است، دنیا، مرگ، برزخ و سپس زندگی آخرت و حساب و جزا. بنابراین زندگی انسان یک توقف کوتاه و بیهدف نیست؛ سفری مرحلهبهمرحله است که سرانجام به ملاقات و حساب الهی میرسد.
مشکل از کمبود دلیل نیست؛ از تکذیب است
در پایان، قرآن میپرسد که «فَمَا لَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ * وَإِذَا قُرِئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْآنُ لَا یَسْجُدُونَ». سپس پاسخ میدهد که «بَلِ الَّذِینَ کَفَرُوا یُکَذِّبُونَ». یعنی مشکل، نبودن نشانه و دلیل نیست، مسئله تکذیب حقیقت است. قرآن حتی آنچه آنان در درون خود پنهان میکنند میداند: «وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا یُوعُونَ».
با این حال، پایان صفحه راه را نمیبندد، استثنا را روشن میکند «إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ». برای آنان «أَجْرٌ غَیْرُ مَمْنُونٍ» است؛ پاداشی که قطع نمیشود. بدین ترتیب، صفحه ۵۸۹ با یک پیام روشن به پایان میرسد، انسان در مسیری قطعی به سوی پروردگار در حرکت است و آنچه سرنوشت او را رقم میزند، ایمانی است که در عمل خود را نشان داده است.



